![]()
سلام برتو اى مطلع فجر! اى سپیده سحر، اى انفجار نور، خوش آمدى. خوش آمدى که با آمدنت غل هاى سنگین ازگردنمان فروریخت،زنجیرها از دست و پایمان گسیخت، کمرهاى خمیده مان راست شد،برلب هاى پژمرده مان شکوفه هاى تبسم نشست، در قلب هاى سوخته مان گلبوته هاى عشق و امید روئید و برگونه هاى زردمان گلخنده هاى سرخ نمودار شد.
خوش آمدى که با مقدمت، عطرآزادى به جاى بوى باروت در فضاى میهن اسلامى مان پیچید. قفس ها شکسته شد و نفس ها از زندان سینه هارهایى یافت. خوش آمدى که با آمدنت، سوز و سرما از شهرو دیارمان گریخت، برفهاى بهمن با حرارت ایمان و اخلاص، آب حیات شد.
خوش آمدى فجرآزادى! که با آمدن تو، امام آمد، امامى که بر سربیدادگران، خروش کلیم داشت و برجان امت، دم مسیح. کلامش بوى وحى داشت و طعم شیرین آواى انبیا. دم مسیحایى اش مردگان گورستان ترس و یاس را حیاتى نوین بخشید، قیامت بپا کرد، غبارى عظیم برانگیخت، غبارى که چشم «چپ » و «راست » را کور کرده است.
فجرآزادى! خوش آمدى که آمدنت، شرنگ مرگ به کام شاهان ریخت،سلطه را به قبرستان سلطنت سپرد، کنگره هاى قصر استکبار را فروریخت. فجرآزادى! سوگند بنام زیبایت، «والفجر» ، «و الصبح اذا تنفس » ، «واللیل اذا ادبر» ، که نام پاک تو را رزمندگان پاکبازمان برکوه و دشت صحنه هاى نبرد، «والفجر» مى نویسند، ومادران شهید پرورمان، گوهر اشک خویش را نثار مقدم تو مى کنند.
سربه سجده مى نهیم. اى فجر زندگى! انفجار نور! گامت بخیر، نامت بلند، فروغت فزونتر، حال که آمده اى پس بمان و بمان، جاودانه باش.
منبع:ماهنامه کوثر/شماره 35
